واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
633
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
نخستين نصر كه در آن زمان به لقب بورى تگين « 1 » ملقب بوده وارد ماوراء النهر شد . وى موفق شده بود از اسارت پسران على تگين فرار كند . ظاهرا نخست خواست نزد برادر خويش عين الدوله در اوزگند « 2 » پناهگاهى جويد . ولى در آنجا هم نتوانست ديرى بماند « 3 » . در تابستان سال 429 هجرى ( 1038 ميلادى ) وزير غزنوى از وى نامهاى دريافت داشت و سلطان را در آن باره مطلع ساخت . « نام بزرگ » آن شاهزاده دولت غزنوى را برآن داشت كه پاسخ مساعدى به وى دهد ، گرچه به خواست سلطان نامه چنان نوشته شد كه اگر به دست پسران على تگين افتد نيز زيان فراوان نرساند « 4 » . شاهزاده به سرزمين كوميجيان [ كميجيان ] رفت و عدهاى سههزار نفرى گرد آورد و به غارت وخش « 5 » و ختل و پيرامون و اطراف هلبوك پرداخت . و چون به كنار پنج رسيد خبر يافت كه سلطان مىخواهد به شخص خود عليه وى لشكر كشد . بورى تگين عقبنشينى كرد و اظهار پشيمانى نمود . مع هذا در ماه محرم سال 430 هجرى ( اواخر اكتبر )
--> ( 1 ) - در تأليفات بيهقى و گرديزى و منوچهرى ، همهجا « پورتگين » آمده ولى مسلما بايد « بورى » ( « گرگ » ) خواند ؛ رعايت بحر شعر منوچهرى ( متن ، 47 ، مصرع 62 ) نيز مستلزم چنين قرائتى است . ( 2 ) - در چاپ تهران بيهقى چنين است و درست است ( چاپ سال 1307 قمرى ) ( ص 558 ) ؛ در چاپ مورلى ( 682 ) « راست اوركنج » . نامهء وى از اوزگند به وزير نوشته شده بود . ( 3 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 697 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 558 ) . ( 4 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 684 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 548 ) . ( 5 ) - مسلما بايد در تأليف بيهقى بجاى « رخش » « وخش » خوانده شود ؛ ( در چاپ غنى - فياض نيز « وخش » آمده . هيئت تحريريه ) .